تبلیغات
دعای فرج زیارت عاشورا عشاق العباس

عشاق العباس
امام حسین(ع):بپرهیز از ظلم و آزار رساندن نسبت به کسى که یاورى غیر از خداوند متعال نمى یابد.

مقتل و زندگی نامه-حضرت ام البنین(س)
ام‏البنین(س)،مادر مهتاب

خورشید همواره در چشمان مادرانى طلوع مى‏كند كه به دور دستها خیره شده‏اند و براى فرداها مردان و زنانى مى‏پرورانند تا در زمین، این امانت الهى، جانشینى آسمانى باشند.

دامان تربیت مادران مهد پرورش انسانهاى پاك و خدایى است و ما با نگاهى درس‏آموز از زندگانى این مادران توشه معرفت‏برمى‏چینیم.

 

یكى از مادران برجسته تاریخ «ام‏البنین، فاطمه كلابیه‏» است كه زندگى او مالامال از عشق به ولایت و امامت‏بوده و در تربیت فرزندان دلیر و شجاع و با ادب چون عباس بن‏على(ع) بسیار موفق بوده است. 

تولد و رشد او در خاندان با اصالت و شجاع، صفات و ویژگیهاى فردى این بانو و صبر و بردبارى در خانه امامت و تربیت فرزندانى كه همگى پیرو امام خویش بوده و تا آخرین لحظات زندگى خویش دست از ولایت نكشیده‏اند و پیام‏رسانى و مبارزه سیاسى این بانوى كریمه همه و همه نشان از مجد و عظمت وى دارد.

اینك پژوهشى كوتاه در زندگى این پاك بانوى عرب داریم تا از زلال صفات او قطره‏اى معرفت‏یابیم و خویش را در مسیر كمال قرار دهیم.

از قبیله خورشید

«حزام بن‏خالد بن‏ربیعة بن‏وحید بن‏كعب بن‏عامر بن‏كلاب‏» (1) پدر ام‏البنین است مردى شجاع و دلیر و راستگو كه از صفات ویژه او اكرام به میهمان و منطق قوى اوست. تاریخ ویژگیهاى این مرد بزرگ را به مناسبتهاى گوناگون چون جریان خواستگارى ام‏البنین و ازدواج حضرت على(ع) ذكر مى‏كند.

مادر بزرگوار ام‏البنین، «ثمامه (یا لیلى) دختر سهیل بن‏عامر بن‏جعفر بن‏كلاب‏» (2) است كه در تربیت فرزندان كوشا بوده و تاریخ از وى چهره درخشانى را به تصویر كشیده است. بینش عمیق، دوستى با فرزندان در كنار وظیفه مهم مادرى و چونان معلمى دلسوز آموختن باورهاى اعتقادى و مسایل مربوط به همسردارى و آداب معاشرت با دیگران از جمله ویژگیهاى خاص این بانو است.  

در بسیارى از كتب تاریخى نام یازده تن از مادران وى ذكر شده است كه همگى از خانواده‏هاى شریف و اصیل عرب بوده‏اند و به واقع مصداق بارز «شجره طیبه (3) » مى‏باشند شجره‏اى كه اصل آن در زمین است و فرع آن در آسمانها و حاصل و نتیجه این درخت پاك همانا عباس بن‏على و عثمان و لبید شاعر و ابوبراء بن‏عامر و ... بوده‏اند.

پیامبر گرامى فرمود: اى مردم! برحذر باشید از سبزه‏زارى كه بر روى مزبله (منجلاب) مى‏روید. سؤال شد از حضرت: سبزه‏زارى كه بر مزبله بروید چیست؟

حضرت فرمود: زن زیبارویى كه در خانواده پلید و نادرست رشد كرده باشد. (4)

از این‏روست كه على بن‏ابى طالب(ع) آنگاه كه قصد ازدواج دارد به برادر خویش، عقیل بن‏ابى طالب كه در علم «انساب‏» معروف بود و ذهن و سینه‏اش گنجینه‏اى از اسرار خاندان گوناگون عرب بوده مى‏فرماید:

«زنى را براى من اختیار كن كه از نسل دلیرمردان عرب باشد تا با او ازدواج كنم و او برایم پسرى شجاع و سواركار به دنیا آورد.» (5)

و عقیل در پاسخ برادر گفت:

«با ام‏البنین كلابیه ازدواج كن زیرا در عرب شجاعتر از پدران و خاندان وى نیست.»

و سپس در مورد جد مادرى ام‏البنین، ابوبراء عامر بن‏مالك، كه در آن روز از جهت دلاورى و شجاعت كم‏نظیر بود مى‏گوید:

«ابوبراء عامر بن‏مالك جد دوم فاطمه كلابیه از شجاعت در میان قبایل عرب بى‏نظیر است و كسى را شجاعتر از او جز حضرتت نمى‏شناسم از این‏رو او را بازى‏كننده با شمشیرها (ملاعب الاسنة) مى‏نامند.» (6)

گویى نگاه نافذ على از مرز زمانها عبور كرده و كربلا را با همه سختیهایش مى‏بیند و براى یارى حسین(ع) از امروز در پى مادرى شجاع از خاندان شجاع و دلیر است تا فرزندى چونان عباس، پدر فضیلتها، به دنیا آورد و او یاریگر حسین در كربلاباشد.

در خاندان و تبار پاك ام‏البنین چند ویژگى مهم وجود دارد كه همگى در وجود عباس(ع) به ظهور رسید و او را مانا كرد.

الف: شجاعت و دلاورى كه در كربلا زیباترین چهره خویش را نمایاند.

ب: ادب و متانت و عزت نفس كه در زندگانى 34 ساله عباس بن‏على به وضوح دیده مى‏شود.

ج: هنر و ادبیات كه ام‏البنین از «دایى‏» خویش لبید شاعر به ارث برده بود و فرزند عزیزش عباس(ع) از مادر ادیبه خود. [البته شاعران دیگرى در این خاندان مى‏زیسته‏اند.]

د: ایثارگرى و احترام به حقوق دیگران كه نمود آن در عشق به ولایت و امامت متجلى شد.

ه: وفا و پایبندى به تعهدات.

مهمترین درسى كه از ازدواج حضرت على(ع) و ام‏البنین، مى‏آموزیم داشتن معیارهاى منطقى و صحیح در انتخاب همسر آینده است.

اگر جوانان ما معیارهاى اخلاقى و معنوى را جایگزین معیارهاى مادى و ظاهرى كنند زندگى مشترك آنها با سعادت و سلامت‏خانوادگى توام خواهدبود. ملاكهاى مادى و صورى ناپایدار بوده و به زندگى رنگ سبز عشق و محبت نمى‏بخشد و با از دست دادن یك امتیاز مادى پایه‏هاى زندگى‏اى كه با آن‏ها بنا شده است‏سست‏شده و فرو ریختن سقف خانواده حتمى خواهدبود.

چنانچه رسول رحمت(ص) مى‏فرماید:

«كسى كه با زنى به خاطر مال او ازدواج كند خداوند او را به حال خود وا مى‏گذارد و كسى كه به خاطر زیبایى زنى با او ازدواج كند در او مسایل ناخوشایند مى‏بیند و آنكه به خاطر دین زن با او ازدواج كند خداوند مال و زیبایى را هم براى او قرار مى‏دهد (جمع مى‏كند بین امتیازات.)» (7)

صحیفه صفات

آنچه در آدمى الگویى كامل براى نسلهاى آینده مى‏سازد وجود صفات نیك و اخلاق برجسته در صحیفه وجود آنان است.

شاید بتوان گفت مجموعه صفات ام‏البنین در ضمن یك جمله زیبا و مختصر از زبان شهید ثانى، زین‏الدین، ذكر شده است آنجا كه این عالم فرهیخته و اندیشمند مى‏گوید:

«ام البنین از بانوان با معرفت و پر فضیلت‏بوده و نسبت‏به اهل بیت(ع) معرفت و محبت‏خالص و شدید داشته است و نزد آنان مقام و منزلت‏بالایى داشت.» (8)

در این عبارت ابعاد شخصیتى ام‏البنین، با ظرافت‏خاصى مطرح شده است كه به این ظرایف مى‏پردازیم:

دانش و دانایى

از ویژگیهاى مهم زندگى انسانهاى برجسته، علم و دانش آنان است كه بسان نورى درخشان جداكننده حق از باطل است و سرچشمه جوشان این نعمت الهى علمى است كه از خداوند متعال، معلم اول، آموخته و مى‏آموزند.

زندگانى ام‏البنین همواره با بصیرت و نور دانش همراه بوده است و این ویژگى والا در جاى جاى كتب تاریخى ذكر شده است و ما را با عظمت این بانوى عالمه و فاضله آشنا مى‏سازد.

علاقه ام‏البنین به اهل بیت(ع) و بصیرت دینى او به امامت‏به قدرى بود كه در باره او مى‏نویسند:

براى عظمت و معرفت و بصیرت ام‏البنین كافى است كه او هر گاه بر امیرالمؤمنین وارد مى‏شد و حسنین مریض بودند با ملاطفت و مهربانى با آنها صحبت مى‏كرد و از صمیم قلب با آنها برخورد مى‏كرد چونان مادرى مهربان و دلسوز. (9)

او همسرش را تنها همسر نمى‏دانست كه قبل از همسر او را امام و «ولى‏» خویش مى‏داند و همچنین به این دو بزرگوار، حسنین، به جهت عشق به امامت و ولایت و به خاطر اتصال آنها با ولى خویش اینچنین محبت و ارادت نشان مى‏دهد.

یكى دیگر از مظاهر بصیرت و بینش این بانو كه مبتنى بر علم و معرفت اوست جریان صحبت او با «بشیر» است. «بشیر» پس از واقعه كربلا به مدینه باز مى‏گردد و از وقایع جانسوز كربلا و كربلاییها براى اهل مدینه سخن مى‏گوید.

مورخان مى‏نویسند:

پس از واقعه كربلا بشیر در مدینه ام‏البنین را ملاقات مى‏كند تا خبر شهادت فرزندانش را به او بدهد. ام‏البنین پس از دیدن وى مى‏گوید:

از حسین(ع) مرا خبر بده.

بشیر مى‏گوید: عباس را كشتند.

ام‏البنین باز مى‏گوید: از حسین(ع) مرا خبر بده. و به همین ترتیب خبر شهادت هر چهار فرزند بزرگوارش را به او مى‏دهد. ام‏البنین با صبر و بصیرتى بى‏نظیر مى‏گوید:

«یا بشیر اخبرنى عن ابى عبدالله الحسین(ع). اولادى و من تحت الخضراء كلهم فداء لابى عبدالله الحسین(ع).»

اى بشیر خبر از [امام من]اباعبدالله الحسین بده فرزندان من و همه آنچه زیر این آسمان مینایى است فداى اباعبدالله(ع) باد.

و آنگاه كه بشیر خبر شهادت مولا و امام او، حسین بن‏على(ع) را مى‏دهد آهى كشیده و با دنیایى از غم و اندوه مى‏گوید:

آه كه بندهاى (رگهاى) قلبم را پاره پاره كردى. (10)

این نهایت‏بینش و بصیرت و علم و دانایى است كه محور زندگى فردى امام و مولاى او باشد. كمال بندگى و عبادت نیز همین است كه آدمى خود و تعلقات خود را در جهت‏خواست محبوب ازلى، خداوند یكتا، فدا كرده و از آنها بگذرد.

بینش و بینایى

افق فكرى و نگرش ام‏البنین آنقدر بالا و والاست كه فرزندانى چون عباس را كه خود یگانه دهر بود قربانى آرمانها و اندیشه‏هاى آسمانى امام و مولاى خویش، حسین(ع)، مى‏كند و اگر آه و سوزى براى مظلومیت مى‏كشد آهى است‏بر مظلومیت‏حسین(ع).

علامه مامقانى در كتاب تنقیح المقال مى‏نویسد:

علاقه و ارادت او [ام‏البنین] به حسین(ع) به علت امر امامت‏بود و اینكه به فرض سلامت‏حسین مرگ چهار فرزند برومندش را بر خود آسان و قابل تحمل مى‏دانست نشانه بالا بودن درجه ایمان اوست و من او را از نیكان به حساب مى‏آورم. (11)

تبلور این عشق به ولایت و پیروى از امام و پیشوا تا مرز از دست دادن جان خود و عزیزان در وجود فرزندان برومند و دلیر این بانوى ولایى بود. به ویژه عباس بن‏على كه فرزند بزرگ او بوده و بیشتر صفات مادر را داراست.

بر كرانه وفا

فاطمه كلابیه بنا به نقل تاریخ دومین یا سومین همسر على بن‏ابى طالب(ع) بوده است. آنچه در زندگى مشترك این دو بزرگوار مطرح است‏حس وفادارى به یكدیگر و احترام متقابل مى‏باشد.

وقتى عقیل به خواستگارى ام‏البنین براى مولایش على بن‏ابى طالب آمد با حرام بن‏حالد، پدر او، در این باره صحبت كرد و «حرام‏» با كمال صداقت و راستگویى گفت: «شایسته امیرالمؤمنین یك زن بادیه‏نشین با فرهنگ ابتدایى بادیه‏نشینان نیست. او با یك زن كه فرهنگ بالاترى دارد باید ازدواج كند و این دو فرهنگ با هم فرق دارند.»

عقیل پس از شنیدن سخنان وى گفت:

امیرالمؤمنین از آنچه تو مى‏گویى خبر دارد و با این اوصاف میل به ازدواج با او دارد.

پدر ام‏البنین از عقیل مهلت‏خواست تا از مادر دختر، ثمامه بنت‏سهیل، و خود دختر سؤال كند و به او گفت:

«زنان بیشتر از روحیات و حالات دخترانشان آگاه هستند و مصلحت آنها را بیشتر مى‏دانند.»

وقتى پدر ام‏البنین به نزد همسر و دخترش برگشت دید همسرش موهاى ام‏البنین را شانه مى‏زند و او از خوابى كه شب گذشته دیده بود براى مادر سخن مى‏گفت:

«مادر خواب دیدم كه در باغ سرسبز و پردرختى نشسته‏ام. نهرهاى روان و میوه‏هاى فراوان در آنجا وجود داشت. ماه و ستارگان مى‏درخشیدند و من به آن‏ها چشم دوخته بودم و در باره عظمت آفرینش و مخلوقات خدا فكر مى‏كردم. در مورد آسمان كه بدون ستون بالا قرار گرفته است و همچنین روشنى ماه و ستارگان ... در این افكار غرق بودم كه ماه از آسمان فرود آمد و در دامن من قرار گرفت و نورى از آن ساطع مى‏شد كه چشمها را خیره مى‏كرد. در حال تعجب و تحیر بودم كه سه ستاره نورانى دیگر هم در دامنم دیدم. نور آنها نیز مرا مبهوت كرده بود. هنوز در حیرت و تعجب بودم كه هاتفى ندا داد و مرا با اسم خطاب كرد من صدایش را مى‏شنیدم ولى او را نمى‏دیدم گفت:

«فاطمه مژده باد تو را به سیادت و نورانیت. به ماه نورانى و سه ستاره درخشان پدرشان سید و سرور همه انسانهاست‏بعد از پیامبر گرامى و اینگونه در خبر آمده است.»

پس از خواب بیدار شدم در حالى كه مى‏ترسیدم. مادرم! تاویل رؤیاى من چیست؟!» مادر به دخترك فهیمه و عاقله خود گفت:

«دخترم رؤیاى تو صادقه است اى دختركم به زودى تو با مرد جلیل‏القدرى كه مجد و عظمت فراوانى دارد ازدواج مى‏كنى. مردى كه مورد اطاعت امت‏خود است. از او صاحب 4 فرزند مى‏شوى كه اولین آنها مثل ماه چهره‏اش درخشان است وسه تاى دیگر چونان ستارگانند.»

پس از صحبتهاى دوستانه و صمیمانه مادر و دختر، حزام بن‏خالد وارد اتاق شد و از آنها در مورد پذیرش على(ع) سؤال كرد و گفت:

آیا دخترمان را شایسته همسرى امیرالمؤمنین(ع) مى‏دانى؟ بدان كه خانه او خانه وحى و نبوت و خانه علم و حكمت و آداب است اگر او را (دخترت را) اهل و لایق این خانه مى‏دانى - كه خادمه این خانه باشد - قبول كنیم و اگر اهلیت در او نمى‏بینى پس نه؟

همسر او كه قلبى مالامال از عشق به امامت داشت گفت:

اى «حزام‏» به خدا سوگند من او را خوب تربیت كردم و از خداى متعال و قدیر خواستارم كه او واقعا سعادتمند شود و صالح باشد براى خدمت‏به آقا و مولایم امیرالمؤمنین(ع) پس او را به على بن‏ابیطالب، مولایم، تزویج كن. (12)

اگر چه خواب حجت نیست و جهت امور مهمى مثل ازدواج نمى‏توان تنها به خوابها اكتفا كرد ولى راهنماى خوبى براى رسیدن به مقصود مى‏باشد اگر بیننده خواب مهذب باشد و طهارت ظاهرى و باطنى را حفظ كند و اندیشه‏هاى شیطانى و خطورات ذهنى پراكنده نداشته باشد خوابهاى او داراى تعبیر و تاویل مناسبى خواهد بود. ام‏البنین از شخصیتهایى بود كه این طهارت را داشته و همواره در رفتار و كردار خویش راه صحیح و مناسب را پیش مى‏گرفته است و از این رو رؤیاى او به این زیبایى لباس واقعیت و حقیقت مى‏پوشد و چهار پسر براى سید عالمیان على(ع) مى‏آورد كه یكى قمر بنى‏هاشم مى‏شود و دیگران نیز ستارگان آسمان ولایت و امامت هستند.

اینگونه ازدواج آسمانى این دو بزرگوار صورت مى‏گیرد و در طول زندگى مشترك همواره اطاعت و احترام و تكریم و ملاطفت در مورد فرزندان على(ع) از سوى ام‏البنین مشهود بوده است.

در هنگام شهادت مولا على بن‏ابیطالب(ع) فرزند بزرگ ام‏البنین، عباس بن‏على، كمتر از15 سال سن داشت و همراه با برادرانش كه كوچكتر از وى بودند در دوران كودكى پدر بزرگوار خویش را از دست داده و غبار یتیمى بر سیمایشان نشسته بود.

این زن فداكار و ایثارگر جوانى و نیروى خویش را صرف تربیت و حفظ فرزندان خانه ولایت نموده و چونان گذشته خود را وقف فرزندان فاطمه زهرا(س) نیز مى‏كرد و بسان مادرى مهربان و دلسوز در خدمت آنها بود.

وفادارى ام‏البنین به همسر بزرگوار خویش به حدى است كه پس از شهادت حضرت على(ع) با آنكه جوان بوده و از زیبایى ویژه نیز برخوردار مى‏باشد تا پایان عمر ازدواج نكرده و همسر دیگرى را اختیار نمى‏كند. این همسر شهید ایثارگونه به تربیت فرزندان على(ع) مشغول بوده و بذر عشق و محبت و ایثار در وجود آنها مى‏افشاند.

نگرش سیاسى

از ویژگیهاى بسیار مهم ام‏البنین توجه به زمان و مسایل مربوط به آن است. وى پس از واقعه عاشورا از مرثیه‏خوانى و نوحه‏سرایى استفاده كرده تا نداى مظلومیت كربلائیان را به گوش نسلهاى آینده برساند.

ام‏البنین براى عزادارى هر روز به همراه عبیدالله (فرزند عباس بن‏على(ع)) به بقیع مى‏رفت و نوحه مى‏خواند و گریه مى‏كرد و این اشعار را مى‏خواند:

یا من راى العباس كر على جماهیر النقد ووراه من ابناء حیدر كل لیث ذى لبد (13)

«اى آنكه عباس را دیدى در حالى كه بر گروه ضعیفان حمله مى‏كرد و دنبال او از فرزندان حیدر (على(ع)) جنگاورانى بودند كه هر یك داراى یال و كوپالى بودند.»

و آنگاه كه در عزاى فرزندان شجاع و دلیر خود مى‏گریست مى‏گفت:

«دیگر مرا ام‏البنین مخوانید زیرا كه به یاد شیران بیشه مى‏اندازد (این نام) مرا.

من پسرانى داشتم كه به نام آنها مرا ام‏البنین مى‏خواندند اما دیگر فرزندى (پسرى) ندارم.»

خواندن اشعار براى عزادارى گاه جنبه‏هاى دیگرى دارد. ام‏البنین با این اشعار هم حماسه كربلا و شجاعت پسران خود و مظلومیت‏حق را به مردم زمان خود و آیندگان معرفى مى‏كرد و هم تاریخ كربلا را واگویه مى‏كرد و در قالب عزادارى و مرثیه‏سرایى نوعى اعتراض به حكومت وقت مى‏كرد و مردم كه اطراف او اجتماع مى‏كردند نسبت‏به عمال بنى‏امیه متنفر و منزجر مى‏شدند.

به راستى وقتى قبر مطهر عباس(ع) و برادرانش در كربلاست چرا ام‏البنین به بقیع مى‏رود؟ آیا به این نیست كه مردم در آنجا اجتماع مى‏كنند؟ و آیا به خاطر این نیست كه بزرگان اسلام و پیشینه اسلامى مردم در این خاك خفته‏اند و در آنجا مردم به یاد حماسه‏هاى جوانمردان صدر اسلام مى‏افتادند؟

مسئله مهم دیگر اینكه چرا فرزند عباس، عبیدالله، را همراه خود مى‏برد؟ آیا این عمل براى این نبود كه نسل آینده را نسبت‏به حقایق آگاه و بینا كند؟ آیا این یك تربیت‏سیاسى نبود؟ آیا او در صدد این نبود كه پیام عاشورا را به مردم ابلاغ كند و پرچمدار این پیام‏رسانى همانا فرزند علمدار حسین(ع)، عبیدالله، نباید باشد؟ ام‏البنین، این شجاعترین زن بنى‏كلاب، كه از پیام‏آوران كربلاست چونان زینب، دختر على(ع)، رسالتى بر دوش دارد و اكنون به انجام آن رسالت مهم و ویژه همت مى‏گمارد. گفتنى است كه عبیدالله بن‏عباس به همراه مادرش لبابه در كربلا حضور داشت و سند زنده‏اى براى بیان وقایع عاشورا بود.

عروج عرشى

زندگى سراسر مهر و عاطفه و مبارزه ام‏البنین رو به پایان بود. او به عنوان همسر شهید، رسالت‏خویش را به خوبى به پایان رسانید و فرزندانى تربیت كرد كه فدایى ولایت و امامت‏بودند و هر 4 تن در در كربلا قربانى آرمانهاى «ولى‏» و «امام‏» خویش شدند و بدین وسیله بر صحیفه تربیت ام‏البنین امضاى سبز مولاى متقیان على(ع) قرار گرفت.

پس از كربلا بار رسالت‏سیاسى و اجتماعى خویش را به دوش گرفت و پیامهاى مهم كربلا را به فرداها صادر كرد و ارزشهاى معنوى این حماسه عرفانى را زنده نگاه داشت.

همسر شهید، مادر چهار شهید و طلایه‏دار پیام‏آوران كربلا پس از زینب(س) كه لحظه لحظه عمر خویش را با خداى خود معامله كرد و لحظه‏اى خطا و انحراف در زندگى وى راه نیافت در سال 70 ه.ق دار فانى را وداع گفت (14) و در قبرستان بقیع در كنار سبط رسول خدا، امام حسن(ع)، و فاطمه بنت‏اسد و دیگر چهره‏هاى درخشان شریعت محمدى(ص) به خاك سپرده شد.

اگر چه جسم او در خاك است اما روح بلند او و صفات كریمه و عظیمه وى نام او را به بلنداى آفتاب زنده نگاه داشته است و در پرتو صفات این بانوى فاضله انسانهایى تربیت‏شده‏اند كه در تاریخ مانا و ماندگار خواهد بود.

پى‏نوشتها:

1- قمر بنى‏هاشم، عبدالرزاق المقرم، ص‏9.

2- همان، ص 10.

3- قرآن كریم، سوره ابراهیم / 24.

4- وسایل الشیعه، شیخ حر عاملى، ج 14، ص‏29.

5- قمر بنى‏هاشم، مقرم، ص 15.

6- تنقیح المقال، علامه مامقانى، ج‏3، ص 70 با ترجمه.

7- وسایل الشیعه، شیخ حر عاملى، ج 14، ص‏29.

8- قمر بنى‏هاشم، مقرم، ص‏16.

9- همان، ص‏16.

10- تنقیح المقال، ج‏3، ص 70 و منتهى الامال، حاج شیخ عباس قمى، ص‏226.

11- تنقیح المقال، ج‏3، ص 70.

12- مولد عباس بن‏على(ع)، محمد على الناصرى، صص 38 -36.

13- ریاحین الشریعه، ذبیح‏الله محلاتى، ج‏3، ص 294 و تنقیح المقال، ج‏3، ص 70.

14- محدثات شیعه، دكتر شهلا غروى نایینى، ص‏53.

منبع : حسینیه روضه




طبقه بندی: مقالات،
[ پنجشنبه 17 مرداد 1392 ] [ 09:47 ب.ظ ] [ پوریا همت یار ]
درباره وبلاگ

از پیرمرد روستایی پرسیدند عشق چندحرفه؟ پیرمردصدایی صاف کردوبا لحنی محبت آمیزگفت :چهار حرف.همه به پیرمرد خندیدند.او دلش شکست وبا ناراحتی پرسید: مگر عباس چند حرفه؟
نویسندگان
لینکدونی
نظر سنجی
  • قاتل حضرت عباس (ع) چه کسی بود؟






  • امار سایت
    بازدیدهای امروز : نفر
    بازدیدهای دیروز : نفر
    كل بازدیدها : نفر
    بازدید این ماه : نفر
    بازدید ماه قبل : نفر
    تعداد نویسندگان : عدد
    كل مطالب : عدد
    آخرین بروز رسانی :
    امکانات وب

    دعای عظم البلا
    ذکر کاشف الکرب ذکر روزهای هفته
    روزشمار محرم عاشورا
    روزشمار فاطمیه
    روزشمار غدیر اوقات شرعی پخش زنده حرم حدیث موضوعیتاریخ روز دانشنامه عاشورا آیه قرآن تصادفی سوره قرآن آیه قرآن مهدویت امام زمان (عج)